شهدای زینبی

آخرین نظرات

گفتگو با همسر شهید مهدی ثامنی راد ۲

شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۲ ب.ظ

داستان جنگ سوریه و حفظ مرز های اسلام چطور به گوش شهید رسید و چطور رفتن شونو با شما در میون گداشتنگفتگ

ایشون پاسداربودن وبالاخره خبردار.بمن گفتن بیست هزارشیعه چهارسال هست که درمحاصره اندمن نمیتونم بنشینم وببینم.چون خیلی زرنگ بودن وتخصص درادوات داشتندوهمچنین تک تیراندازی.من هم بدون هیچ استرسی ایشون روراهی کردم.وچون مااومده بودیم درکنارهم تاهم تکمیل کنیموبه سعادت برسیم،چه سعادتی بهترازاین.اگرنمیذاشتیم پس زیارت عاشورافقط لق لقه زبانمون بود.مامعتقدبودیم ومن به هیچ وجه نمیتونستم کاری برخلاف اعتقاداتمون انجام بدم

چند دوره برای دفاع اعزام شدن و آیا طی این اعزام ها از احوالات هم باخبر میشدید به چه صورت؟ماموریت ایشون در سوریه چند روز بود؟ و مهر قبولی ماموریت ایشون چه تاریخی زده شد؟

ایشون دوباربه عراق رفته بودندودوباربه سوریه.سال ۹۴ مهرماه اولین اعزام به سوریه بودکه بعداتمام دوره ۴۵روزه بخانه برگشتند.سری دوم دی ماه بودکه دقیقاروز۴۰درتاریخ۲۲بهمن ماه به شهادت رسیدند.مارایت الاجمیلا

باتلفن ازکشورسوریه.ایشون هرروزتماس میگرفتندوازاحوالات منوسلمامطلع میشدند.یکی دوباری که نتونستندبه دوستانشون گفته بودندکه باماتماس بگیرند

هدف شهید از رفتن برای جهاد به مرز های کشور های دیگه چی بود؟ ایشون برای چه آرمانی از عشق زمینی همسر و فرزند گذشتن؟

هدف اقامهدی اصلاشهادت نبود.ایشون برای خدمت ودفاع ازحرمین میرفتند.چه هدفی والاتروبهترازدفاع ازائمه.

خبر پر کشیدن همراه زندگی تون به دیار بهشتیان چگونه به شما رسید و چطور با این موضوع مواجهه شدید و واکنش نشون دادید؟

من حدودا۱۷روزبعدشهادت خبرروشنیدم.خب خیلی برام سخت بود.اصلافکرشم نمیکردم.تنهاچیزی که بذهنم اومدصبری بودکه همسرم ازم خواسته بودن.باکمک خداوعنایت خودشون من تونستم محکم بایستم.همه تعجب کرده بودند.البته به این هم معتقدم که شهیدزنده است واین بهترین کمک براادامه زندگی هست.

فاطمه سلما اون موقع درکی از شرایط پیش اومده نداشت اما قاعدتا جای خالی محبت پدر رو درک میکرد از رفتارای اون روزش بگید و این که وقتی بزرگ شد و از پدرش و شهادتش پرسید چطور میخواید این داستان رو بازگو کنید؟

بله فاطمه سلمای بابا،هیچ چیزدرموردپدردرذهنش نبودچون باشهیدمهدی مدت کوتاهی زندگی کرد.اماسلماخیلی زودترازانچه فکر میکردم زبان بازکردوبرام جای تعجب داشت تمام عکسهای پدررامیشناخت.خب برامن سخت بود.شیرینیهای دخترم به چشمم نمی ایدوبرای من فقط حسرت ماند.سلمابااینکه باشهیدزندگی نکرده ولی انگارسالیان سال درکنارمهدی بوده ومن به این معتقدم شهیدمهدی بافرزندش زندگی میکند.بمن وصیت کرده عالمه ومحجبه تربیتش کنم.من هم ازخداوشهیدمهدی خواسته ام که دراین امرکمکم باشند

بعد از شهادت از بیشترین چیزی که ناراحت و بیشترین چیزی که خوشحال شدید چی بود؟

چیزی که خیلی خوشحالم میکردعاقبت بخیرشدن همسرم بود.اورسیدبه انجاکه بایدمیرسیدوازاینکه من دراین راه همسفراوبودم خوشحالم میکرد.ومیدانم بهشت رابه بهامیدهندنه بهانه.پس هرسختی باشدباجان دل خریدارم

ولی بیشترین چیزی که ناراحتم کردحرفهایی که ازاطرافیان میشنیدم درموردهمه چیزومهمترین اینکه شماهمسرانتونوبراپول فرستادید.نه به والله.من نمیدونم واقعاچطورمیخوان جواب بدن.اگرمادنیاروهم داشته باشیم بدون همسرانمون برامون هیچه

رابطه شهید ثامنی با شهدا به چه صورت بود آیا در مراسمات تشییع شهدا و امثالهم شرکت میکردن؟ دید ایشون چگونه بود به داشتن دوست شهید

ایشون بجداهل احترام به خانواده شهدابود.درکل اردوهای راهیان نورروبه این دلیل برقرارکردن.بله شرکت میکردن.شهیدمدافع میثم نجفی که دوماه قبل اقامهدی بودشرکت داشتن.ایشون ازشهداشهیدزین الدین دوست داشتن.وشهیدمدافع سیرت نیا

وقتی ازتشیع شهید نجفی برگشتن بهم گفتن سارااگراین اتفاق برامن افتادمحکموصبورباش.من اون لحظه خیلی اشک ریختم وگفتم این حرف نزن.خندیدگفت میدونم توطاقت نمیاری.اماازانجاکه خودش میخواست موقع شهادت ایشون خداوحضرت زینب وابته توجه مهدی این صبردرمن نهادینه شد

برنامه تون برای بزرگ کردن فاطمه سلما چیه ؟گویا در وصیت نامه شون گفتن فاطمه سلما رو در آغوش رهبری بدارید بیشتر توضیح میدید از هدف این کار؟

من طبق وصیت اقامهدی سلماباکمک خودشون بزرگ میکنم.

بله اقامهدی کاملاولایی بودن.وصیت کردن که بعدشهادتشون حتماسلماروبه دیداراقاببریم.بالاخره زیارت حضرت اقایه صفایی داره.

اگه بهتون بگن همسر تون برای یک لحظه اجازه دارن زنده بشن و بیان پیش شما چه حرف یا چه چکاری رو انجام میدید؟

اگربیان فقط نگاهشون میکنم تامهدی ازاون لبخندهای همیشگیش نثارم کنه.همین برام بسه

همسر شهید گمنام از نظر شما سخته یا شیرین ایا تونستید با این که شاید برای همیشه نیاد و قبری نداشته باشن کنار بیاید؟ مقتدا و الگو شما کدام ائمه بوده در این کار؟

من هنوزحس نمیکنم همسرم نیست.احساسم اینه سوریه هستوازحرم خانوم حضرت زینب ودخترسه ساله رقیه خاتون دفاع میکنن.به این معتقدم اگراذن بگیرن ازحضرت حتمابرمیگردن.اقامهدی علاقه خاصی به حضرت زهراداشتن.هرشب دورکعت نمازبه نیابت ازحضرت زهرابراسلامتی مولامون اقاامام زمانمون میخوندندوبعدمیخوابیدن.این شده وجه اشتراک شهیدمهدی وحضرت زهرا.ومن خوشحال چون خوداقامهدی همینوهمیشه میخواستن.

پیشنهاد تون به جوونای در شرف ازدواج برای ساختن زندگی سعادتمندانه چیست

اینکه نترسن وباتوکل بخداوتوسل به ائمه جلوبرن.ماهم همینطورشروع کردیم.درنهایت سادگی وبدون توقع.ودرنهایت به همه چی دست پیداکردیم فقط اینکه ماازدواج خیلی اسونی داشتیم. اینکه کمک میکنه به یک زندگی موفق

درضمن مابایدسعی کنیم مجالس عروسیمون بدون گناه برگذارکنیم.به خداقسم خداخودش کمک میکنه درپیشبراهدافتون.امام زمان عنایت میکنه.وهمین چیزابراداشتن زندگی موفق کافیست

التماس دفاع عاقبت بخیری و فرج مولامونو ازتون داریم امیدوارم به حق خون شهید تون حق راه شهدا بتونیم ادا کنیم ان شاء الله یاعلی

انشالله مبلغ شهداباشیم.علی یارتون

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی