شهدای زینبی

آخرین نظرات

گفتگو با همسر شهید مهدی ثامنی راد۱

شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۳ ب.ظ


سلام بر شهیدی که آسمانیان با او آشنایند  آنقدر سر گرم عشق و خون شده ست که دیگر قصد ندارد به زمین نظری کند دوست دارددینش را با گوشت و پوستش به خواهر ارباب ادا کند برگردفاطمه سلما دارد رقیه میشود!

سلام خدا و بانوان بهشتی بر همسر شهیدی که روضه گاهش مزار شهید گمنام شده ست که خود میداند که جاذبه شهید گمنامش فرا تر از درک بشر و اجر خودش را تنها سیده زینب میتواند بدهد  یک دل عاشق حکایت ها دارد

سلام و عرض ادب خدمت همسر شهید مهدی ثامنی راد خوشحال میشیم چند کلامی از معرفی خودتون بشنویم

سلام بنده سارا صنمی همسرشهیدجاویدالاثرمدافع حرم مهدی ثامنی راد و دارای مدرک کارشناسی زیست عمومی هستم

زمینه آشنایی شما و شهید چطور فراهم شد و به چه سالی بر میگردد؟

مسجدمهدیه کارخانه قندورامین واسطه اشنایی ماشد

 قبل از ازدواج، به این که همسفر زندگی مشترکتان چه خصوصیتی داشته باشد، فکر می‌کردید؟ ویژگی خاصی برای شما مهم بود؟

من معنویات برام دردرجه اول قرارداشت که خلاصه میشدتواخلاق نیکو،ایمان و....

پس ازدواج شما کاملا سنتی و مذهبی بوده شرایط ازدواج تون چی بود برای تشکیل زندگی؟ به نظر شما شالوده یک زندگی خدایی چیه

بله کاملاسنتی بود،ازطریق خانواده هامطرح شد.توکل بخداوتوسل به ائمه شالوده اساسی یک زندگیه خداییه

شغل و پیشه شهید در دوران خواستگاری چی بود ؟ پاسدار بودن درسته؟

شهیدمهدی دانشجوی بورسیه دانشگاه امام حسین بودند .بله پاسدار بودن

با توجه به این که ایشون پاسدار بودن آیا شما این وحی به دلتون نیفتاد که ازدواج با یک پاسدار مخلص شاید شهادت به دنبال داشته باشه؟ از تصمیم تون برای ازدواج با شهید مردد نشدید؟

اونموقع اقامهدی یک دانشجوی حزب اللهی عاشق شهادت بود.امااونموقع نه خبری ازجنگ بودنه هیچ چیزدیگه.بعدشم مااومدیم کنارهم که هموبه سعادت برسونیم وخوشبخت بشیم.چه عاقبتی بهترازاین.اصلامرددنبودم والان هم نیستموخداوندُشاکرم

از زندگی مشترک با یه شهید برامون بگید در طول زندگی با اختلاف سلقیه و نظر ها چطور کنار میومدید

و این که آیا شهید اهل تفریح و خوشگذرانی با خانواده بود؟

بالاخره اختلاف نظرتوهرزندگی هست وزندگی ماهم مستثنی نبوده ازاین امر،اماشهیدمهدی واقعاعاقلانه مسائلُ حل میکردن.حرف وتصمیمات من هم براشون اهمیت زیادی داشت وارزش قایل بودن ودراین صورت بودکه ماباهم کنارمیومدیم.بله ایشون بجداهل تفریح ومسافرت بودن.

گویا از شهید فرزندی به نام فاطمه سلما دارید از ایشون و رابطه شون با شهید برامون میگید؟

بله.من یک دختردوسالوچهارماهه ازشهیدبیادگاردارم.خیلی باشهیدزندگی نکردن ولی توهمون مدت کوتاه مهدی عاشقانه سلمادوست داشت.یادمه وقتی بدنیااومدپشت دراتاق زایمان باتبرکیهایی که دستش بودقبل ازاینکه حتی لباس تن سلما کنندبااصرارسلماگرفته بودوباتبرکیهاکام سلمابرداشته بود.خرمای مدینه واب زمزموخاک تربت.خیلی براش مهم بودکه سلماازاول بامسجدخوبگیره برای همین ازهمان روزهای اولین سلماباخودش بمسجدوبردوداخل محراب مسجداذان درگوش سلمازمزمه کردن.سلماکم وزن بودیادمه هرروزسلمابرای وزن کشی میبردن واگرسلماده گرم اضافه میکردشهیدمهدی کلی ذوق میکرد.ارتباط پدرودخترکلاچیزدیگریست.وقتی روسری سرسلمامیکردم ازخوشحالی درپوست خودش نمیگنجید.عاشقانه دوستش داشت امانمیدونم خداوندچه چیززیباترازسلمابهش نشون دادکه توانست دل بکندوبرود.شکر.




  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی