شهدای زینبی

آخرین نظرات
  • ۱۲ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۶ - ناشناس
    سلام

"روایت عکس ها"

پنجشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۴۳ ب.ظ

..

 آقا مصطفى صدرزاده؛

بهش گفتم: وایسا یه عکس حجله ای ازت بگیرم.

گفت: بیا اینطوری.

کلاً عاشق ابراهیم همت بود.

 آقا مرتضى عطایى؛

یه روز این عکس شهید همت رو براش فرستادم، بهش گفتم: حالا که دستت اینجوری مجروح شده و مثل دست شهید همت شده، حداقل تا وقتی باند رو باز نکردی یه عکس شهادتی بنداز بعد از شهادت بشه ازش استفاده کرد ...

خندید گفت: به قول سیدابراهیم ...

شهید نمیشم، ولی یه عکس همین مدلی انداختم، می فرستم شاید یه روزی به کارتون اومد!

 آقا مصطفى، آقا مرتضى امروز این عکس به کارمون اومد و راه رو به ما اینجورى نشون داد که:

دلدادگانِ حیدریم ... آرى!

هم عقل و هم ایمانِ سلمانیم

انگشترِ "حیدر مدد" در دست!

اینگونه ما هر یک سلیمانیم!

دست ارادت روى قلب ماست

رسم شهادت، راهِ عاشوراست

ما جسمهامان مختلف، اما

یک جان واحد، تا خدا، پیداست

شعر از: ع. دهقانى

@labbaykeyazeinab

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی