شهدای زینبی

آخرین نظرات
  • ۱۲ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۶ - ناشناس
    سلام

بهترین هدیه بابا برای پویا

شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۱۰ ب.ظ

پویا فرزند شهید محمود سالاری؛

بهترین هدیه بابا برای پویا

بابا محمود به جبهه رفت تنها دو سال از بهار زندگی پویا کوچولو می‌گذشت. او وقتی پسرش را به خدا سپرد و می‌دانست در نبود او فرشته‌های آسمان مراقب او هستند. بابا محمود گاهی به خواب پویا می‌آید و با او بازی می‌کند.  قاب عکس بابا هر روز از روی دیوار خانه به محمد امین لبخند می‌زند و او را یاد خواب دیشب می‌اندازد. انگار همان مرد مهربانی که از پشت قاب شیشه‌ای به او لبخند می‌زند دیشب در خواب میهمانش شده بود و با او بازی کرده بود. پویا می‌خواهد وقتی بزرگ شد مثل بابامحمود  مهربان و شجاع باشد. او وقتی دلش برای بابایی تنگ می‌شود قاب عکس بابا را در آغوش می‌گیرد و با او صحبت می‌کند. مادر به او گفته بابا همیشه حرف‌های تو را می‌شنود. او از بابا به خاطر اسباب بازی‌های قشنگی که برایش خریده تشکر می‌کند. او خیلی اسباب بازی دوست دارد به خصوص تفنگ بزرگی که بابا برایش خریده را. هر بار که تفنگ اسباب بازی را بر می‌دارد و بازی می‌کند به یاد شجاعت بابا می‌افتد. بابا دوست داشت پسرش پویا هم مثل خودش شجاع باشد برای همین برایش یک تفنگ خیلی قشنگ هدیه خریده تا از کودکی با اسلحه آشنا شود و وقتی بزرگ شد بتواند اسلحه به دست بگیرد و با دشمنان خدا بجنگد. این اسلحه بهترین هدیه بابا برای پویا کوچولو است.

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی