شهدای زینبی

آخرین نظرات
  • ۱۲ اسفند ۹۶، ۱۸:۱۶ - ناشناس
    سلام

میهمان آسمانی نَعمه کوچولو

شنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۳۳ ب.ظ


دختر شهید محسن حسینی؛ 

میهمان آسمانی نَعمه کوچولو

سربند یا زینب(س) را  روی پیشانی نَعمه بوی دست‌های مهربان بابا را می‌دهد و او را به یاد بابا می‌اندازد. وقتی بابا محسن برای جنگ با دشمن به جبهه سوریه می‌رفت، نَعمه با اینکه 5 ساله بود اما با دستان کوچکش به او کمک کرد تا بندهای پوتینش را ببندد. دلش می‌خواست بابا زودتر به سوریه برود و با دشمن بجنگد تا انها نتوانند نتواند بچه‌های بی‌گناه سوریه را اذیت کند. بابا قبل از اینکه برود نَعمه را بغل کرد و با او یک عکس یادگاری گرفت و با او خداحافظی کرد. مامان به او گفته بابا به جبهه رفته تا مثل امام حسین(ع) با آدم بدها بجنگد و حالا در بهشت میهمان امام حسین(ع) است. او از اینکه بابای خوبش در بهشت است خیلی خوشحال است. نعمه کوچولو گاهی خواب بابا را می‌بیند و در خواب با او صحبت می‌کند. نعمه وقتی بیدار می‌شود خواب بابا را برای مامان تعریف می‌کند. مامان با لبخند دست نوازش بر سر دخترش می‌کشد و می‌گوید: بابا به خوابت می‌آید چون دختر قشنگش را خیلی دوست دارد و هر وقت دلتنگ دخترش می‌شود، همراه فرشته‌ها به ملاقات او می‌آید.

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی