شهدای زینبی

آخرین نظرات

توجه به حرکاتش فهمیدم دیر یا زود رفتنی است

سه شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۰۹ ق.ظ


راوی استاد

شهید مدافع حرم جواد محمدی 

آقاجواد برای اعزام به سوریه و دفاع حرم تازه اومده بود به پادگان تا مختصر آموزشی ببیند و دوباره رهسپار دیار عاشقان شود. معلوم بود که کوله باری از تجربه است . از بچه ها شنیدم که چند باری اعزام شده و درعملیات محرم نیز در حلب بوده و جایی که جنازه یکی از شهدا در بین معرکه مانده بود او شجاعانه جنازه مطهر شهید را به عقب کشیده بود و در همان عملیات مجروح نیز شده بود. سر کلاس حواسم جمع بود که یک وقت سئوالی نکند که بخواهد به قول معروف حالم را بگیرد اما خدا را شکر اصلا به روی خودش نمیاورد که این آموزشها را دیده و چند جلسه ای که باهم داشتیم بخوبی و خوشی سپری شد. بعد آموزش رفاقتمان باهم بیشتر شد. شوق و اشتیاقش را که برای رفتن به سوریه دیدم و توجه به حرکاتش فهمیدم دیر یا زود رفتنی است چندبار گفتم بیا چند عکس باهم بگیریم هربار به بهانه ای در می رفت آخرین بار گفت: چی می خواهی بعد شهادت ما بروی بعنوان همرزم شهید خاطره گویی. نه داداش ما اهل معنویات نبویدم چیز بدرد بخوری هم برای تعریف نداریم بعد شهادت ما نروید بگویید این اهل سیر و سلوک و ریاضت و... بود. نه بابا ما هیچ کرامت نداریم و آدم عادی هستیم. آخر سر هم بعد چند ماه یک عکسم با هم ننداختیم با اینکه خیلی همدیگر را می دیدم و صحبت می کردیم.

 @Javad_mohammady



  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی