شهدای زینبی

آخرین نظرات

تمامـ شد...

نه! تازه غربت عمه جان از امشب شروع شد...

تازه اولِ امانت دارے از برادرزاده هاست...

باید در این ظلمت شب، بچه ها را از لابه لای خارها و بوته ها پیـدا کند

نوازش کند

دامان خاڪ آلودشان را بتڪاند و بعد...

در خیمه نیمه سوخته ای پناهشان دهد...

آخـر امروز بر سرِ این نازدانه ها چه ها که نرسیده!!!!

همان وقت که پدرشان حســــــــــــــــــین ع ، عمود خیمه عباس را کِشید، فهمیدند نوبت به سیلی و گوشواره و تازیانه و اسارت و.... رسیده است

نازدانه ها خیلی ترسیده اند

داغ برادر

عمو

و پدر دیده اند

و حالا به جای سر سلامتی شنیدن، سیلی مےخوردند و دشنامـ مےشنوند...

و این زینب س است

که امشب، مـُهر بر جگر داغدارش نهاده و به تسلای زنان و کودکان غمدیده مشغول است...

این زینب س است

که از داغ ۱۸ ماهـپاره

از داغ ۷۲ شهید، زانوانش  را  دیگـر یارای ایستادن برای نماز شب نیست

آری....

این زینب س است و 

اینک ما...

و حاشـا به غیرت جوان شیعه 

که بگذارد

زینب بار دیگـر طعم اسیری بچشد

و

دیگر بار... به حریمش جسارت شود

زینب س و بار دیگر اسارت؟؟؟؟

مگر مُرده ایم ما؟؟؟؟

نسئل الله منازل الشهداء 

صبوری دل خانواده های شهدا

@AhmadMashlab1995

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی