شهدای زینبی

بایگانی

۷۹ مطلب در تیر ۱۳۹۸ ثبت شده است

۲۸
تیر

 

مدافـــــع حـــــرم

و مــــداح اهل بیت

شهیـد محمـــــد آژنـــــد

محمد روضه‌های حضرت زهرا(س) را بسیار سوزناک می‌خواند و واقعاً می‌سوخت؛

اولین تیری هم که به وی اصابت کرد در پهلویش بود و دو ساعت بعد نیز با تیر «قناصه»، سر وی را هدف قرار می‌دهند که به شهادت می‌رسد.

وقتی من با عکس «محمد» نجوا می‌کردم، به وی گفتم که «محمد! تو همان چیز‌هایی که در مداحی‌هایت برای ائمه اطهار (ع) می‌خواندی را خودت دیدی؛ پهلویت مانند حضرت زهرا(س) ضربه خورد و مانند امام حسین(ع) بدنت در بیابان ماند.

راوی  مادر شهید

ســــالــــروزولادتــــــــــــ

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا
۲۷
تیر

عباس خبر دار میشه وضعیت بچه ها خوب نیست. با یه نفر با ماشین میرن جلو یه جایی  کنار دیوار پارک میکنه تا بیان پایین، با موشک  ضد تانک ماشین رو میزنن  تا پیاده بشن بین درو دیوار میسوزه

حاجی گریه کرد و شونه هاش میلرزید. حاجی گفت: من جنازشو دیدم. 

نه پهلو مانده بود

نه صورت

نه چشم

حقش بود مثل حضرت زهرا(س) شهید بشه {تو آتیش،بین در و دیوار با پهلو وصورت زخمی} حاجی براش اسم گذاشت 

عباس جوان مومن انقلابی

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا
۲۷
تیر

بازگشت پیکرشهید مدافع حرم مقاومت نجباء پس از ۴ سال

شهید«علی فلاح حسن الرکابی»روزیکشنبه ۱۴ شهریور۱۳۹۵در منطقه قراصى سوریه به شهادت رسید پیکر این شهید به تازگی پس از تفحص و آزمایش دی‌ان‌ای شناسایی شد.

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا
۲۶
تیر

در واجباتش هیچ گاه تاخیر نمی کرد و خود را ملزم به اجرای مستحبات کرده بود

فراموش نمی کنم آخرین باری که به مشهد آمد ماه رمضان بود، وقتی که روزه خواری مردم را می دید به من می گفت: (( خداوند آنقدر مهربان است که در ماه روزه به مردم فرصت داده است که اگر مشکلی داشته و نتوانستند روزه بگیرند در انذار نباید روزه بخورند و حرمت خداوند را بشکنند)) از این مسئله خیلی ناراحت بود و روحیه او را در این مدت خراب کرده بود.

شهید مدافع حرم 

سید مهدی جودی ثانی

سالروز شهادت

@Modafeaneharaam

  • دوستدار شهدا
۲۶
تیر

خاطرات شهید

شهید سید رضا مراثی 

توپخانه لشگری را از پادگان 7 تیر به پادگان شهدای محراب انتقال دادند.چون ساختمان این پادگان توسط آلمانی ها ساخته شده بود.سیستم گرمایش و لوله های شوفاژ ها با کانال های مخصوص

 پوشیده شده بود و می توان گفت این کانال ها بسیار طولانی و مانند یک تونل وحشت شده بود و در طول این چندین سال بدون نگهداری و فرسوده شده بود.

شهید سید رضا مراثی با توجه به اینکه فرمانده بودند ،خارج از وقت اداری در چندین نوبت شخصا نسبت به تعمیر و جوشکاری لوله ها آن هم در آن شرایط بسیار سخت و تنگ اقدام نمودند .

ایشان جدیت زیادی در حفظ و نگهداری بیت المال داشتند  و همیشه بدون هیچ چشم داشتی و بدون کوچک ترین غرور فرماندهی ،آستین بالا زده و نسبت به آماده بکار نگه داشتن تجهیزات و امکانات پیش قدم بودند.

شهید حاج سید رضا مراثی 

سالروز شهادت 

راوی همرزم شهید

@zakhmiyan_eshgh

  • دوستدار شهدا
۲۶
تیر

مدافـــــع حـــــرم

شهید علیرضا مشجری

وصیتنانه

شهادت در قاموس اسلام کاری‌ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور، شرک و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده‌ایم و استکبار جامعه را به لجنزار کشیده است ولی چاره‌ای نیست، اینها سد راه اسلام شده‌اند و باید برداشته شوند تا راه تکامل طی شود.

نشر بمناسبت سالروز ولادت

  • دوستدار شهدا
۲۵
تیر


مدافع حرم

شهید ابوالفضل نیکـــــزاد

بــــرگــےازخاطــــراتــــــ 

 همیشه وقتی که به آقا ابوالفضل می‌گفتیم قرآن بخوان؛ می‌گفت من فقط یک آیه را بلد هستم؛

《وَ لا تَحَسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتًا بَل اَحیآءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون》

و امروز می‌فهمم که حرف و عمل شهید یکی شد و دقیقاً مصداق همان آیه‌ای شد که می‌گفت فقط آن را بلد هستم. 

ســالــــروزشھــــادتــــــــــــــ

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا
۲۵
تیر

هـر چہ در 

خاطر من بود

فراموشم شد

جز خیال تو ڪہ

هـرگز نرود از یادم . . .

فرمانده حوزه ۲۵۹ شهرک ولیعصر(عج)

شهادت : ۹۶/۰۴/۲۲ تدمر سوریه 

پاسـدار مدافـع حـرم

شهیـد بهـرام مهـرداد

سالروز شهـادت

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا
۲۳
تیر

دلنوشته همسر شهید علیجانی 

چه کوته نظرند آنان که حصار کشیده اند بین شهدا و بین مکان شهادتشان...

چه درست فرموده مقتدای ما که :

"شهدای مرزی ما مظلوم اند این طفلک ها دیده هم نمیشوند "

نمیدانند دفاع از اعتقاد مرزی ندارد چه ایران باشی چه دمشق به عشق محبوبت قدم در این مسیر میگذاری...

                                                

@modafeanharam77


  • دوستدار شهدا
۲۳
تیر


مغازه های الکتریکی را که رد کردیم نزدیک منبع آب بالاخره یک آب میوه فروشی پیدا کردیم. 

حسابی خودش را به خرج انداخت ، دوتا بستنی به همراه آب طالبی و آب هویج خرید ، آب معدنی هم خرید .

من با لیوان کمی آب خوردم به حمید گفتم : « از نظر بهداشتی نظر بعضی ها اینه که آب را باید تو لیوان شخصی بخوری ، 

ولی شنیدم یکی از علما سفارش کردن برای اینکه محبت تو زندگی ایجاد بشه خوبه که زن و شوهر توی یک لیوان آب بخورن .» 

تا این را گفتم حمید لیوان خودش را کنار گذاشت و لیوانی را که من با آن آب خورده بودم را پر کرد . موقع آب خوردن خجالت می کشید ، گفت : « میشه بهم نگاه نکنی من آب بخورم .» 

میخواستم اذیتش کنم از اول چشم برنمی داشتم ، خندش گرفته بود ، نمی توانست چیزی ‌بخورد گفتم :« من رو که خوب می شناسید کلا بچه شیطونی هستم .» 

بعدهم شروع کردم به گفتن خاطرات بچگی و بلاهایی که سر خواهر کوچکترم می آوردم، گفتم : « یادمه بچه که بودم چنگال را میزدم توی فلفل و به فاطمه که دوسال بیشتر نداشت میدادم ، طفلی از همه جا بی خبر چنگال رو داخل دهانش میزاشت من هم از گریه آبجی کیف میکردم! » 

حمید با شوخی و خنده گفت : « دختر دایی هنوز دیر نشده ، شتر دیدی ندیدی ، میشه من با شما ازدواج نکنم ؟» 

گفتم : «نه هنوز دیر نشده ، نه به باره نه به دار ! برید خوب فکراتونو بکنین خبر بدین .» 

شهید حمید سیاهکالی مرادی

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا