شهدای زینبی

آخرین نظرات

۷۹ مطلب در تیر ۱۳۹۸ ثبت شده است

۳۱
تیر


شهید عماد مغنیه

 سفر به حج شوخی با شرطه‌ها

سال ۵۹، خانوادگی رفته بودیم حج، شیخ راغب حرب(شیخ الشهدای مقاومت لبنان) هم با ما بود. داشتم دعا میخواندم که شیخ راغب حرب با عجله آمد و از من خواست سریع روی پا بایستم. من هم با تعجب همین کار را کردم. دیدم آمد و زمین آنجا را کند و تعدادی اعلامیه پنهان کرد. 

بعد هم گفت که سر جایم بنشینم. همان لحظات بود که شرطه ها آمدند داخل برای بازرسی، دنبال چیزی می گشتند؛ پیدا نکردند و دست از پا درازتر برگشتند. وقتی رفتند، شیخ راغب حرب به من گفت: «دسته گلی عماد شماست!»

برگرفته از کتاب ابوجهاد(روایت فتح)

عماد مغنیه سال ۶۶ هم به حج مشرف شد که پس از واقعه حج خونین در عربستان بود. در آن زمان دوران نوجوانی و جوانی خود را سپری می‌کرد، برچسب‌های عکس امام خمینی(ره) را هنگام خوش و بش با شرطه‌های سعودی بر پشت پیراهن آن‌ها می‌چسباند.

مواجهه مردم و زائران با شرطه‌های سعودی که بر پشت پیراهنشان عکس امام چسبیده بود صحنه‌های جالبی را به وجود می‌آورد.

مادر شهید

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا
۳۱
تیر


اگر کار بدی از ما سرمی زد همان لحظه عکس العمل نشان نمی‌داد بلکه بعد از آن اتفاق از عواقب آن کار برایمان توضیح می‌داد که این کار زشتی است. این عکس العمل پدر بار مثبت تربیت صحیح را به ما یاد ‌داد چون به شخصیت فرزند خیلی اهمیت می داد و حریم خصوصی فرزند را همیشه رعایت می‌کرد.اگر می‌خواست وارد اتاق ما شود اول در می زد و تا اجازه نمی‌دادیم وارد نمی‌شد من از این کار پدرم اشکال می‌گرفتم ولی می‌گفت که نباید از حریم خصوصی فرزند سوء استفاده کنیم...

 به روایت فرزند شهید

شهید مدافع کریم اصل‌غوابش

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا
۳۱
تیر

یادم هست چند نفر از کوچکترهای هیئت می‌پرسیدند: چرا وقتی آقا هادی در جلسات هیئت شرکت می‌کند حال و هوای مجلس ما تغییر می‌کند؟ ما هم می‌گفتیم به خاطر اینکه او تازه از کربلا و نجف برگشته؛ اما واقعیت چیز دیگری بود 

محبت آقا اباعبدالله (ع) با گوشت و پوست و خون او آمیخته شده بود او تا حدودی امام حسین (ع) را شناخته بود برای همین وقتی نام مبارک آقا را در مقابل او می‌بردند، اختیار از کف می‌داد.

خوب به یاد دارم صبح‌ها برای نماز به مسجد می‌آمد بعد از نمازصبح در گوشه ‌ای از مسجد به سجده می‌رفت و در سجده کل زیارت عاشورا را قرائت می‌کرد.

هادی هرجا می‌رفت برای هیئت امام حسین (ع) هزینه می‌کرد، در مورد هیئت رهروان شهدا که نوجوانان مسجد بودند نیز همیشه جزو بانیان هزینه‌های هیئت بود. 

شهیدمحمدهادی ذوالفقاری

@mdafeaneharam2

  • دوستدار شهدا
۳۱
تیر


سند شهادتم امضا شده

به محسن گفتم: تصمیمت واسه رفتن جدی ؟؟؟ 

با اطمینان گفت آره .

با اون لبخندهای همیشگی نگاهم کرد و گفت: مطمئن باش من شهید میشم 

منم گفتم هممون آرزوی شهادت داریم ولی همه چیز خواست خداست.

دوباره گفت خودم خواب دیدم و میدونم سند شهادتم امضاء شده..

عشق شهادت سراپای وجودش رو گرفته بود و خودش با اطمینان قلبی از شهادتش آگاه بود.

شهید مدافع حرم

محسن قوطاسلو

@Modafeaneharaam

  • دوستدار شهدا
۳۱
تیر


آقازاده بود.

پسرِ سردارداودقربانی

نه جایی می‌گفت که پدرش چه کاره است، نه از پدرش می‌خواست که برای ورود به سپاه کمکش کند.

۲ سال طول کشید تا از راه معمول وارد سپاه شد.

روحیه‌اش در مقایسه با بعضی از آقازاده های امروز عجیب و خاص بود.

بله هنوز هم هستند کسانی که تقوای‌الهی پیشه می‌کنند و می‌شوند محبوب خدا ..

شهید مدافع حرم

روح ‌الله ‌قربانی     

@Modafeaneharaam

  • دوستدار شهدا
۲۹
تیر

پرواز پرستویی دیگر ...

پاسدار مدافع حرم 

حاج‌ ابوالفضل سرابیان 

اعزامی‌ از کرمانشاه در شهر العماره عراق

به فیض شهادت نائل آمد.

هنیئا لڪ یا شهید

@ravayate_fath

  • دوستدار شهدا
۲۸
تیر


بسم رب الشهدا

محمدرضا:

به قول سردار ناصری که تو جمع یگان عملیات ویژه سپاه صحبت میکرد،ما باید برای سپاه حضرت حجت آماده شیم.

باید رزم بلد بود ، باید جنگ بلد بود.

حضرت حجت جنگجو میخواد.

شعار ما فقط اینه اللهم عجل لولیک الفرج.

اما وقتی حضرت ظهور کنه میتونیم تو سپاه حضرت خدمت کنیم و بجنگیم⁉️

چیزی از هنر جنگیدن بلدیم⁉️

_من: 

محمدرضا از ما بهترون  تا دلت بخواد هستن که بخوان جنگجو باشن.

_محمدرضا:

کی مثلا؟

کی فکر میکرد عقیل یا رسول شهید شن؟

_من:

عقیل بختیاری؟

_محمدرضا:

بله عقیل بختیاری.

اما شهید شدن و

رفتن جز ۳۱۳ نفر به قول خودت....

خاطره ای از دوستان  شهید محمد رضا دهقان امیری

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا
۲۸
تیر


شهید مدافع حرم روح‌الله قربانی 

همسرش می گه از خیابان انقلاب رد می شدیم. مردی کنار ماشینش ایستاده بود و کمک می خواست. بخشی از ماشینش آتش گرفته بود. چون احتمال انفجار بود کسی جلو نمی رفت. روح‌الله تا این صحنه را دید زد روی ترمز. همیشه در صندوق عقب آب داشتیم. آب‌ها را برداشت و دوید و آتش را خاموش کرد. راننده اشک می ریخت و تشکر می کرد. می گفت: جوان! خدا عاقبت به خیرت کنه.

@zakhmiyan_eshgh

  • دوستدار شهدا
۲۸
تیر

 

یکی از ویژگی‌های محسن که او را از دیگران متمایز می‌کرد، مقید بودنش بود؛ این قضیه بارها به من ثابت شد.

به طور مثال گاهی اوقات مجبور بودیم در خانه‌ها‌ی مردم سوریه بمانیم یا از آن‌ها به عنوان سنگر استفاده کنیم.

هنگام نماز که می‌شد شهید حججی از ساختمان بیرون می‌رفت

یا در حیاط به اقامه نمازش می‌پرداخت تا مبادا نمازش شبه‌ای داشته باشد.

شهید محسن حججی

 

 

  • دوستدار شهدا
۲۸
تیر

جواد عشق شدید به ولایت فقیه داشت. همیشه گوشزد می‌کرد کشورهای دیگر به کشور ایران خیلی حسادت می‌کنند چون ولایت فقیه ما مانند چتری بر سر همه گسترده است و همگی اتصال به آن دارند و این سایه اتحاد و همدلی موجب می‌شود آن اتفاقی که در کشور عراق و سوریه می‌باشد و قوم‌های مختلف درگیر هستند در کشور ایران به وجود نیاید.

ســالــــروزشھــــادتــــــــــــــ

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا