شهدای زینبی

آخرین نظرات

۱۵۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

۳۰
بهمن

شهید علی دراجی فرزند شهید دراجی

شهید علی دراجی دانشجوی رشته حقوق دانشگاه شهید بهشتی،تبعه کشور عراق مادرش ایرانی و پدرش عراقی بود این شهید در دفاع از حرم حضرت زینب در تاریخ 29 مرداد 1392 در کشور سوریه به شهادت رسید.

و اما پدر او...

شهید صادقی" معروف به "ابو میثم" نیز یکی از فرماندهان برجسته سپاه بدر بود که پس از سال‌ها مجاهدت فراوان در جبهه‌های غرب و جنوب کشورمان و حضور در عملیات‌های متعدد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علیه رژیم بعثی صدام، سرانجام در سال 1379 هجری شمسی ، به دست مزدوران صدام به شهادت رسید.

شهید مدافع حرم علی دراجی

یاد شهدا با صلوات

@bisimchi1

  • دوستدار شهدا
۳۰
بهمن


محسن مراد اسکندری ،عموی شهید محمود مراد اسکندری:

محمود،وقتی شنید تروریستهای تکفیری قصد تخریب حرم اهل بیت را دارند دیگر طاقت نیاورد و گویی خونش بجوش آمد، با اینکه 45 روز در سوریه جنگیده بود اما پس از بازگشت، فورا برای حضور دوباره محیا شد.

شهید محمود علاقه زایدالوصفی به اهل بیت عصمت و طهارت داشت و همین علاقمندی و محبت سبب حضور وی در جرگه مدافعان حرم شد محمود دومین شهید خاندان اسکندری است.

برادر شهیدم که او هم محمود نام داشت و همنام برادر زاده شهیدم آقا محمود بود در تاریخ نهم مهر ماه سال 59 در مقابله با دشمن بعثی در جبهه های جنوب به شهادت رسید و شهید محمود اسکندری هم 12 بهمن 94 در مبارزه با تکفیرهای ملعون به خیل شهدا پیوست.

آقا محمودرضا

  • دوستدار شهدا
۳۰
بهمن


یک هفته قبل از اعزام عبدالمهدی(کاظمی)  بود  که خبر شهادت مسلم خیزاب را به ایشان دادند. گریه‌اش گرفت. اشک می‌ریخت ومی‌گفت خوش به سعادتش. عاقبت بخیر شد. خدا من را هم عاقبت بخیر کند.

خواب دوستش شهید خیزاب را دیده و خیزاب گفته بود: آن لحظه که تیرخورده بودم و داشتم جان می‌دادم امام حسین(ع) آمد و دست راستش را گذاشت روی قلبم.

 چون همسرم هنگام غسل و کفن شهید خیزاب در گوشش گفته بود دعا کن من هم شهید شوم، شهید خیزاب در خواب به همسرم گفته بود: عبدالمهدی شهادت خیلی شیرین بود. شربت شهادت را خوردم و همانجا که در گوشم گفتی و از من خواستی که به امام حسین (ع) بگویم شهید شوی، حضرت زهرا(س) برات شهادتت را امضا کرد. هر کسی می‌خواهد به شهادت برسد، حضرت زهرا پای شهادتش را امضا می‌کند.

راوی: همسرشهید

نشر دهید.

کانال انصارالله....

@ansar_ollah1

  • دوستدار شهدا
۳۰
بهمن


شهید مدافع حرم سید سردار موسوی 

ولادت 15/7/1363

شهادت 13/6/1395

محل شهادت منطقه عملیاتی کشورسوریه حماه

 کانال رسمی(مردمی)فاطمیون 

مزار: گلزار شهدای خلد برین یزد



  • دوستدار شهدا
۳۰
بهمن


همان طور که میدانیم اسلام دینی تکلیف گراست و اصولاً دینداری بدون مسئولیت پذیری و تعهّد معنایی ندارد.

سال 93 بعد از ترفیع درجه ی همسرم به ستوان دومی،خیلی خوشحال شدم.گفتم انشاءالله تا زمان بازنشستگی به درجه ی سرهنگی میرسی.

اما خودش از این بابت ناراحت بود. با اینکه همیشه بیش از حد مورد انتظار خدمت و فعالیت میکرد،

ولی میگفت:"ایکاش من گروهبان باقی میموندم و این درجه نصیب من نمیشد.به ازای هر درجه مسئولیت من بیشتر و انجام تکلیف خیلی سخت تر میشه.خدا کنه که شرمنده و مدیون نشم.من تمام تلاشم براین هست که لقمه حلال وارد این زندگی کنم؛و مسئولیتمو به درستی انجام بدم. اما ترسم از این هست که خدای ناکرده نتونم به درستی و آنطور که مورد انتظار هست انجام وظیفه کنم."

 ازاین بابت خیلی دغدغه خاطر داشت.ولی همیشه حاضر بود.هیچوقت خودش را کنار نمیکشید.همیشه آماده خدمت و داوطلب بود.

زمانی که بحث اعزام به سوریه مطرح شد،جز اولین افراد داوطلب بود.و هرسری که رفتنش از سمت سپاه به تاخیر میفتاد بینهایت ناراحت میشد و میگفت این از کم سعادتی من هست.برای من خیلی سخته که در این لباس پاسداری باشم ولی فرصت ادای تکلیف به من داده نشده.و آرام و قرار نداشت برای پیوستن به جمع مدافعان حرم...

پیام شهدا به ما این است که مسئولیت پذیر و ولایت مدار باشیم...

خوشا آنان که پا در وادی عشــق

نهادند و نلغــــزیدند و رفــــتند

خوشا آنان که با اخلاص و ایمــان

حریم دوســــت بوسیدند و رفتند

شهید مدافع حرم علیرضا نوری

نقل از همسرشهید

 @shahid_Alireza_Nouri


  • دوستدار شهدا
۳۰
بهمن


امیر یکی از بچه های فعال  بسیج بود، از ویژگی های شاخص امیر این بود که حتی اگر 1 ساعت قبل از اذان از ماموریت چند روزه برمیگشت برای نمازجماعت در مسجد حضور داشت

همیشه میان دار هیئت رزمندگان پاکدشت بود؛ یک بار که از رزمایش برگشتیم یه تعداد بسته پنیر و چند جعبه خرما اضافه اومد من به امیر گفتم که این ها اگه توی پایگاه بمونه خراب میشه امیر هم اون ها رو در بین بچه های شورای پایگاه تقسیم کرد که به خونه ببرند و استفاده کنند بعد که همه رفتند پول همه پنیر و خرما ها رو حساب کرد و در بودجه پایگاه گذاشت.

بهش گفتم امیر بچه ها بردند تو چرا پول می ذاری؟؟

می گفت خود من تقسیم کردم نمی خوام اندازه یک خرما هم دین از کسی و حتی بیت المال گردنم باشه. نقل‌از‌دوست‌شهید

شیوه زندگی شهید امیر کاظم زاده از زبان پدرش

پسرم بسیار متواضع و صبور بود، امیر در دوره نوجوانی بیشتر وقت خود را در هیئت رزمندگان و مسجد می گذراند و در هیئات با تواضع کفش های مردم را جفت می کرد و تا پایان مراسم در آنجا حضور داشت و کمک می کرد.

او در خصوص خصوصیات اخلاقی و سیره رفتاری این شهید مدافع حرم گفت: او بسیار مهربان و خوش اخلاق بود، در کارش اخلاص و جدیت فراوان داشت و همیشه سعی می کرد من و مادرش را از خود راضی نگاه دارد.

او در سال 1390 ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک پسر یک ساله به نام محمد طاها بود،در اواخر اردیبهشت ماه عازم سوریه شد و پس از دو هفته مبارزه با تروریست های تکفیری در تاریخ 14 خرداد ماه 1392، در زینبیه سوریه در عملیات پاکسازی هنگام درگیری با نیروهای تروریستی با تله انفجاری به شهادت رسید.

بانڪ‌اطلاعات‌شهداے‌مدافع‌حرمــ 

http://telegram.me/joinchat/BdZTPjviYcqmkUF7chrEUA

  • دوستدار شهدا
۳۰
بهمن


خواهر بزرگ شهید می‌گوید: 

 هیچ‌وقت حرف سوریه را نمی‌زد. 

حدود دو سال پیش وقتی آمده بود برای همه ما سوغاتی آورده بود. 

یک بسته شکلات هم میان سوغاتی‌هایش بود که مارک سوریه داشت.

 به او گفتم: داری ما را گول می‌زنی؟

 شکلات‌هایت هم که مال سوریه است.

شهید مدافع حرم یداله قاسم زاده

@khadem_shohda




  • دوستدار شهدا
۲۹
بهمن

حجت الاسلام تقی زاده آملی

امام جمعه فاضل دابودشت ودشت سر 

آقا مصطفی عزیز هرگز آن لحظه ای را که فرمودی عازم سوریه هستید و عرض کردم شما بوی شهادت می دهی و فرمودی ای خدا یعنی می شود و حاج آقا دعا بکن تا به شهادت برسم را فراموش نمیکنم.

مُجاٰوِراٰنِ ڪَریٖمِہ ... مُداٰفِعاٰنِ عَقیٰلِہ"

https://t.me/joinchat/C9nfRDyiUT9Ge3dS7KO61g

شھداے مدافع حرم قم

  • دوستدار شهدا
۲۷
بهمن

صاحب این پیج به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

علی احمد نژاد

goo.gl/Z73kT2

مُجاٰوِراٰنِ ڪَریٖمِہ ... مُداٰفِعاٰنِ عَقیٰلِہ"

https://t.me/joinchat/C9nfRDyiUT9Ge3dS7KO61g

شھداے مدافع حرم قم

  • دوستدار شهدا
۲۷
بهمن


یکی از دوستان نزدیک آقا مــ‌هدی می گفت:

با خانمم صحبت کردم و از ایشان خواستم چند نفر دختر خوب و مذهبی را معرفی کنه تا آنــ‌ها را برای مــ‌هدی معرفی کنم تا از میانشان یکی را برای همسری برگزیند

بعد از مدتی خانمم گفت:

ماموریت انجام شد!

چند دختر خانم فهمیده و نجیب و زیبا رو را پیدا کرده ام تا دوستتان هرکدامشان را پسند کرد مقدمات مراسم خواستگاری محیا شود

خوشحال آمدم پیش مــ‌هدی_صابری و گفتم:

داداش جون برات یک خواب خوش دیدم!

چند نفر دختر خانم هستند که باید یک نگاهی به بَر و رویشان بیندازی تا یکی را برایت گلچین کنیم!

مــ‌هدی در حالی که لبخند می زد گفت:

" جوابم منفیه"

اصرار کردم و گفتم:

شما ببین حالا نپسندیدی عیبی نداره چیزی رو از دست ندادی

مــ‌هدی که اصرار من رو دید گفت:

" نمیشه چون حوریان بــ‌هشتی در آسمان برای رسیدن به من دارن لحظه شماری می کنند!"

تعجب کردم و منظورش رو نفهمیدم•••

چند هفته ای نگذشت که خبر آوردند:

مــ‌هدی به آسمان پر کشید•••

@molazemanharam69

  • دوستدار شهدا