شهدای زینبی

آخرین نظرات

۲۸ مطلب در فروردين ۱۳۹۹ ثبت شده است

۳۰
فروردين

سنگ جدید مزار پاسدار مدافع حرم شهید محسن حججی در شب بیست و هشتم فروردین ۹۹ همزمان با پخش زنده مراسم دعای کمیل و مناجات شعبانیه از صفحات اینستاگرام و آپارات یادمان، از سنگ جدید مزار شهید حججی نیز رونمایی شد. در سفری که خانواده شهید محسن حججی به عتبات عالیات داشتند، تولیت حرم امام حسین (ع) و امام علی (ع) قطعاتی از سنگ مضجع قدیمی این امامان که در بازه های زمانی مشخص تعویض می شود را به خانواده شهید اهدا کرده بودند و در مقطع دیگری نیز خادمان حرم امام رضا (ع) با حضور در نجف آباد اقدام مشابهی را انجام دادند. 

@zakhmiyan_eshgh

  • دوستدار شهدا
۲۹
فروردين

 

 محمودرضا شکسته بود خودش را و به راحتی خودش را می شکست. در این خصوصیت اخلاقی در اوج بود، بدون اغراق به جز در مقابل دشمن و آدم های زورگو ، مقابل همه بندگان خدا اینجور بود. 

@Agamahmoodreza

  • دوستدار شهدا
۲۹
فروردين

روایت یک عکاس از 15سال همراهی با حاج‌قاسم  کنارفرزندان شهدا می‌گفت: حالاعکس بگیر  حاج قاسم، همیشه از دوربین فراری بود. دوست نداشت از او عکس و فیلم گرفته‌شود. در مواجهه با ما که کار ثبت عکس را انجام می‌دادیم، همیشه با ناراحتی می‌گفت: «نگیر، نگیر!» گاهی حتی کار به برخوردهای شدید و تند می‌رسید. البته بعدش از ما دلجویی می‌کرد. یک‌بار بعد از این اتفاق، صورت مرا بوسید و گفت: بوسیدمت که بدانی دوستت دارم، مثل پسرم،اما من هم معذوریت‌هایی دارم... معذوریت‌های حاج قاسم اما فقط برای مناطق عملیاتی و ماموریت‌های حساس بود. وقتی موقعیت‌های خاصی مثل دیدار با خانواده شهدا پیش می‌آمد، رفتارش کاملاً تغییر می‌کرد!! در این مواقع، خودش از عکس گرفتن استقبال میکرد. دست دور گردن فرزند  شهید مدافع حرم می‌انداخت و میگفت: حالا بگیر.  @Agamahmoodreza

  • دوستدار شهدا
۲۹
فروردين

 

این پرستار داوطلب، مدافع حرم است غافلگیر می شویم وقتی جهادگر ۲۸ ساله از حضور داوطلبانه در قرنطینه بیماران کرونایی و تی کشیدن زمین و شستن سرویس بهداشتی بیماران ما را به سوریه می برد و از توسل بانوی مسیحی به حضرت رقیه و نبرد با داعش می گوید.  @AhmadMashlab1995 

  • دوستدار شهدا
۲۹
فروردين

 

دهه هشتادے هآ هم شهیـد می‌شونـد شهید مدافـع وطن محمدمهدے مرادی

در اثر درگیری با سارقان مسـلح به فیض رفـیع شهادت نائـل آمد.. جآموندیـم.

@AHMADMASHLAB1995 

  • دوستدار شهدا
۲۹
فروردين

 

صحبت های  علی الهادی برادر شهید احمد مشلب:

ای برادرم عهدی بر گردن ماست که ما ادامه دهنده راه جهادی که تو رفتی باشیم، راه مقاومت و پیروزی تا ظهور امام زمان(عج). ای کسی که امانت دار خون و ارواح شهدایی، ای سرور من، ای امین العام تجدید عهد و وفا می کنیم احمد شهید آخر نخواهد بود، و هرگز تورا میان میدان رزم تنها نخواهیم گذاشت و هیچ چیز مانع ما نخواهد بود و همچنان این راه را ادامه خواهیم داد و درسخت ترین شرایط هم با تو خواهیم ماند و سخن ترسوهای دروغگو را قبول نخواهیم کرد، دروغگو های آل سعود و طرفدارانشان. و ترسی به دل راه نخواهیم داد، مایه شرافت ماست که در مکتب شما باشیم که این مکتب امتدادش از محرابی است که پراز خون های ریخته شده در راه شماست و تا کربلا ادامه دارد.

 @AHMADMASHLAB1995

  • دوستدار شهدا
۱۷
فروردين

 

روزِٺ‌ مُبـآرڪ‌ جـَووݩ 

  • دوستدار شهدا
۱۷
فروردين

 علی اکبرایِ امام زمان روزتون مبارڪ

  • دوستدار شهدا
۱۷
فروردين

روایت خبرنگاری که هدیه سردار قاسم سلیمانی را پس داد .

فاطمه بویرده، خبرنگار العالم روایت دیدار خود با سردار شهید سلیمانی را اینگونه توصیف کرده است: چند روز قبل‌تر از این در ایام عید نوروز، روزها و شب‌های خیس و غرق شده در سیل را در خوزستان سپری می کردیم. خبری از عید نبود. شهر پیراهن ژنده گل‌آلود بر تن کرده بود؛ نمی‌دانستم حواسم به خوزستان همیشه سرافراز باشد، که اکنون سیل بیرحمانه به جنگ نخل‌های سوخته در جنگ اش آمده بود یا حواسم به ارتباط های زنده‌ای باشد که دقیقه به دقیقه با شبکه داشتیم. در همین حال و هوا باخبر شدیم سردار سلیمانی به منطقه آمده است؛ من باید با سردار سرافراز اسلام، مردی که نامش دشمن را به لرزه در می آورد مصاحبه می کردم. شب‌ها و روزها گذشت، کار آسانی نبود، ولی اصرار داشتم که مصاحبه انجام شود. از صبح سر آفیش حاضر می شدم و برای مصاحبه با سردار سلیمانی تلاش می کردم اما متاسفانه موفق نمی شدم؛ نا امید شدم ازبس تلفن زدم و پیگیری کردم. برای سردار هرجا میرفتیم، سردار آنجا را ترک کرده بود. مهمان یکی از مردم شریف شادگان به نام حاج عوفی شدیم، حاج عوفی در خانه اش را در این روزهای بحرانی برای همه باز کرده بود؛ «موکب امام حسن عسکری سپیدان» آنجا به مدت ده روز مستقر شده بود و به مردم سیل زده شادگان و خوزستان کمک رسانی می‌کردند، ۵ ساعت کنارشان بودیم، مردمی که خودشان را خادم الحسین معرفی کردند به من گفتند ما از سردار دعوت کردیم و سردار به نوکرای حسین نه نمیگوید همینجا منتظرشان بمانید. غروب شد؛ دلهره داشتم، سرانجام خبر رسید سردار به موکب می آید؛ راه افتادیم، من از بس که به بن‌بست خورده بودم، گریه کردم. وسط جاده بودیم که تماس گرفتند و گفتند: سردار به موکب رسیده است. با سرعت خودمان را به موکب رساندیم لحظه ورودم، سردار را که دیدم با روی باز از گروه ما استقبال کرد، از او درخواست مصاحبه کردم، عذرخواهی کرد و به من گفت «دلخور نشو دخترم و رفت» با ابومهدی المهندس از مجاهدین برجسته عراقی مصاحبه گرفتم، اما از شدت گریه حالم بد شد راه افتادم سمت ماشین و از آنها فاصله گرفتم که یکی از خادمان موکب به من گفت: «گریه نکن سردار انگشترش را به تو هدیه داده است». از خوشحالی سر از پا نمی شناختم ولی من طمع به مصاحبه دوخته بودم، گفتم نمی خواهم، با اخلاقی که از سردار انتظار داشتم به هدف می رسیدم، هدیه را رد کردم و گفتم من قول دادم به شبکه مصاحبه بگیرم. این را گفتم و به راه خودم ادامه دادم، که خودرو سردار توقف کرد و سردار سلیمانی با لحنی پدرانه گفت «دخترم می‌شود گریه نکنی، حالا بگو چه بگویم» و من گفتم هرچی درحق این مردم باید گفته شود. جمعه 30 فروردین 1398

@zakhmiyan_eshgh

  • دوستدار شهدا
۱۷
فروردين

 گذشتید از روزهای خوش ِ

جوانی دعا کنید برایمان ،

تا این جوانی ما را به بازی نگیرد

... علی اڪبرهای خمینی روز جوان برشما مبارک

@ravayate_fath

  • دوستدار شهدا