شهدای زینبی

بایگانی
آخرین نظرات

شــ‌هید«سیدمحمدقاسم حسینی»

سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۳:۴۴ ب.ظ


شــ‌هید«سیدمحمدقاسم حسینی» 

فرزند:حسن

ولادت:1371/5/23

شــ‌هادت:1392/11/17

تعداد اعزام 2 بار

نحوه شــ‌هادت:

اصابت تیر به پــ‌هلو

درد پــ‌هلو میراث بچه سیدها....

ولادتش همزمان بود با ولادت امام موسی کاظم(ع) 1371/5/23

بچه که بود مادر را به اندازه درخت سیب وسط حیاط دوست داشت؛به اندازه خانه ای که در آن رشد کرد و قد کشید...

او پسری آرام؛ متین،صبور و همیشه سنجیده سخن می‌گفت؛آخر او #رفیق پدرش بود


تحصیلاتش را تا اول دبیرستان ادامه داد چرا که نان آور خانه بود و گچ کار


به #ورزش علاقه داشت رشته کیک بوکسین در سطح مسابقات استانی شرکت می‌کرد


در کودکی بین دوستانش به قاسم دانشمند معروف بود؛اهل مطالعه بود بیشتر کتاب‌های علمی را مطالعه می‌کرد؛این اواخر هم کلاس زبان شرکت می کرد

باهمه دوست بود به همه کمک می کرد نگران این بود که کسی از او دلگیر باشد

اهل ازدواج نبود دوست نداشت از مواردی که برایش در نظرگرفته شده بود صحبت کنیم،می گفت نامحرمند منم که قصد ازدواج ندارم

از همان بچگی به حلال و  حرام و حجاب اهل خانه حساس بود

از نوع رفتارش نشان می داد که حضورش موقتی است

دو بار به سوریه اعزام شد؛ در اعزام دومش بعد از 23روز شهید شد

ابتدا نام جهادیش بشیر بود بعد از مدتی اسمش و گذاشت ابوغریب به نام یکی از شهدا

می گفت شاید که به برکت خون این شهید منم شهید شم

شبی که شهید شد منم از همون ناحیه پهلو که بهش تیر خورده بود احساس درد می کردم به دلم افتاده بود بود که قاسم شهید شده

وقتی که پیکرش و آوردن همین جور دسته های گل و نقل بود که از آسمون روی تابوتش می بارید

از بچگی همیشه (می گفت خدا بزرگ) الانم من میگم خدا بزرگ و...

دفاع همچنان باقیست...

راوی:

مادر شهید

پایگاه رسمی اطلاع رسانی سردار شهید رضابخشی(فاتح)

t.me/joinchat/AAAAAD3sxeKwk7ZRQmmQhw

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی