شهدای زینبی

بایگانی

«راضی‌ام به رضای خدا»

شنبه, ۶ مهر ۱۳۹۸، ۰۶:۱۰ ب.ظ

یادم هست وقتی لباس‌های فرم محمد را اتو می‌کردم، می‌گفتم باید جلوی من بپوشی تا با این لباس ببینمت. هر دفعه هم برایم تازگی‌ داشت و هیچ‌وقت تکراری و قدیمی نشد! بعد قربان‌ صدقه قد و بالایش می‌رفتم و لباس سبزش. چقدر به او می‌آمد! می‌گفتم  «ان شا الله سرداری‌ات را ببینم.» و ادامه می‌دادم «ان‌ شا الله سردوشی‌ات را از دست امام خامنه‌ای بگیری!» بعد هردومان حسابی می‌خندیدیم. او به آرزوهای من می‌خندید و می‌گفت «راضی‌ام به رضای خدا» و من بخاطر ذوق داشتن محمد. همسر شهید مدافع حرم محمد طحان

@Modafeaneharaam

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی