شهدای زینبی

آخرین نظرات
  • ۹ آذر ۹۷، ۱۹:۴۵ - 00:00 :.
    :)

حق الناس...

پنجشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۱۱ ب.ظ

رضا همرزم ، علی اڪبر در سوریه بود.

میگه اڪبر علاقه شدیدی به خوردن قهوه داشت ، و ڪلا جزء عادتاش بود که مرتب میخورد. چندروزی گیر عملیات پاکسازی بودیم‌، و گه گداری هم تکفیری ها باهامون درگیر میشدن و تو این مدت علی اڪبر بدون قهوه مونده بود.

در حین پاکسازی به خونه ای رسیدیم ، که همه وسایل سرو چای و قهوه آماده بود و صاحب خونه وقت نڪرده بود جمع کنه. با خوشحالی صدا زدم اڪبر بدو بیا اینجا ببین خدا برات جور کرده ، هوا هم خیلی سرد بود.

وقتی اومد داخل اتاق ، داشتم یه پتو در می آوردم بندازم رو خودم که شهید با یه حالت خاصی گفت؛

آقا رضا ، پتوهای مردم رو دست نزن شاید راضی نباشن ، قهوه شونم بزار ان شاءالله خودشون برمیگردن و ڪنار هم نوش جون میکنن.من که از شدت سرما داشتم به خودم میلرزیدم مات و مبهوت نگاهش میکردم فقط.

شهیـــــــد  علــــــــےاکـــبر  شیر علــــــے

تاریخ-شهادت:۱۳۹۴/۹/۱۷

محل-شهادت:سوریه

سالروز-شهادت

        شادے روحش صلوات

@modafeonharem

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی