زندگی نامه استاد شهید محمدتاران سینایی
بسم رب الشهداء والصدیقین
متولد ۱۳۶۲/۰۲/۲۰ مشهد
تاریخ شهادت تاسوعا ۹۳ سوریه
استاد شهید سینایی از یک خانواده خیلی متمکن اصالتا تبریزی و ساکن مشهد بودند.
مادرشان از کرد های عراق و پدر تبریزی،سه برادر و یک خواهر ،استاد دانشگاه در مشهد و استاد تکواندو دان ۵ بودند.
در ۱۹ سالگی ازدواج کردند و برای ادامه تحصیل همراه همسر به کره سفر نمودند.
در کره صاحب یک دختر به نام باران شدند. ۷ سال در کره جنوبی زندگی کردند و پس از فارغالتحصیلی در رشته تغذیه به ایران بازگشتند. ولی همسرشان برای تکمیل دوران تحصیل و رشته ی رزمی در کره ماندند. و قرار بر این شد تا بعد از دوسال برگردند. اما بعد از دوسال، همسر شهید از بازگشت به ایران ممانعت می کند و از شهید میخواهد که به کره باز گردند، اما قبول نمی کنند و در ایران می مانند.
یک شرکت دکوراسیون در مشهد داشتند، و تمام دارایی خودشان را با تلاش به دست آورده بودند، بماند که پدرشان، جزو ۷ ثروتمند اول ایران به حساب میامد. علاوه بر امور مربوط به شرکت، در دانشگاه هم تدریس می کردند.
چند سال بعد از برگشت متوجه میشوند که سرطان دارند، البته وقتی متوجه سرطان میشوند در آمریکا بودند.
دوسالی در آمریکا زندگی می کنند و بعد برمیگردند ایران و تحت درمان قرار میگیرند.
همسرشان پس از مطلع شدن از بیماری ،به ایران بر میگردند تا با ایشان زندگی کنند، اما استاد قبول نمی کنند و همسرشان را طلاق می دهند و آزادشان می گذارد تا به زندگی خود ادامه دهد.
همسر هم بلافاصله بعد از طلاق در کره ازدواج مجدد میکنند،استاد شهید، حضانت دختر را به مادر میسپارد ولی بعد از مدتی پشیمان شده و دنبال راهی برای سپردن حضانت باران به پدرشان بودند اما موفق نمی شوند.
رجب سال ۹۳ بعنوان مدافع حرم به عراق می روند و حدودا تا آخر ماه مبارک رمضان آنجا میماند.
البته قبل از سفر به عراق، یک سفر کاری به نروژ میروند و یک ماه در آنجا بودند، در نروژ حالشان بد میشود و به ایران برمیگردند ،کمتر از یک ماه در ایران می مانند و راهی کربلا می شوند.
هر سال سفر حج واجب را شرکت میکردند ولی اینکه چرا سال آخر شرکت نکردند را کسی نمیداند!
بعد از کربلا برای دیدن تنها دخترش به کره می رود که در آنجا بیماری شدت گرفته و به کما می رود. یک ماه در کما بودند و چندماه تحت درمان قرار می گیرد تا بهبودی حاصل شود،دکترها گفته بودند چون سرطان خیلی پیشرفت کرده تا آبان بیشتر زنده نمی ماند.
از کره مستقیم به اتریش رفتن و کسی علت این سفر را متوجه نشد فقط می دانستند که در اتریش دوستی دارد.
از اتریش برمی گردند مشهد و از آنجا اعزام می شوند کربلا.
یک مدت در کربلا بودند که متوجه میشوند برای حرم حضرت زینب سلام الله علیها مدافع ثبت نام میکنند.
ثبت نام میکنند و به دمشق میروند.
و شب تاسوعا آخرین مکالمه استاد شهید سینایی با یکی از شاگردان خودشون بود ، که بعدا متوجه شدند ایشان در همان شب در عملیاتی شهید شدند.
جمله آخرشان هم به شاگردشان یک نصیحت بود :
(نقل از زبان شاگرد استاد شهید)« شب تاسوعا منزل بودم و گفتن امشب شبی هست که کل دنیا در عزای یک مرد به سوگ نشستن چرا منزل هستید؟ » و خدا حافظی کردند که متوجه شدم انگار بازگشتی نیست.
استاد شهید توجه خاصی به افراد محروم و کم درآمد داشتند، طوریکه به چند روستای محروم اطراف مشهد سر میزدند و به آنها رسیدگی می کردند.و شهید بزرگوار در بین اهالی آن روستاها جایگاه خاص و ویژه ای دارند. همچنین اهمیت بسزایی به چادر و حفظ عفاف میدادند و همیشه شاگردان خود را به این امر مهم توصیه می کردند.
استاد وصیت کرده بودند که در وادی السلام دفن شوند.
شدیدا مولا علی علیه السلام را دوست داشتند.
طبق وصیت، ایشان به عراق منتقل شدند.
طبق وصیت خود شهید، مزارشان در وادی السلام میباشد.
اول حرم حضرت امیرالمؤمنین بعد هم وادی السلام تشیع شدند.
هدیه به روح شهداء و شهدای مدافع حرم آل الله صلوات.....
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
@khadem_shohda
خــــادم الــشهــــدا
نشر معارف شهدا در تلگرام.