شهدای زینبی

بایگانی
آخرین نظرات

زمزمه های دلتنگی..

سه شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۵:۰۴ ب.ظ

از سالها پیش ،شب چله زمستون وسط برف و سرما در خونه مون به صدا در میومد..

گاهی بی بی و بعدها که بی بی هم نبود جواد یا..

ظرفی پر از شیرینی های خونگی می آوردن و می گفتن شیرینی شب یلدا نیست، شیرینی تولد محمدتقیه..

شاید چون ته تغاری خانواده بودی و خیلی عزیز و در شب به یاد موندنی هم متولد شده بودی هیچکس تولدت و فراموش نمیکرد..

و سالهای سال یلداها، بوی تولدت رو میداد..

شب چله معنیش برامون یکسال بزرگترشدنت بود.

29 یلدا رو جشن گرفتن و 29 خاطره تولدت موندگار شد

غیر از آخرین تولدت که غم بزرگی توی دل مهربونت سنگینی میکرد

《غم جاموندن از دوست شهیدت حاج عبدالرحیم فیروز آبادی》

دلت رضا نبود ولی بخاطر خوشحالی پدر ومادرت حرفی نزدی

توی جمع بودی اما دلت جای دیگه بود..

محمدتقی جان !

نمی دونم چه حکمتی داشت که تو هم باید مثل همنامت شهید محمدتقی هاشمی نسب بعد از 29 بهار از عمر زندگیت ؛ پرپر می شدی..

اسمت به انتخاب همون شهید بود و رسمت هم مثل اون شهید عزیز شد..

نمی دونم امسال کربلا جشن تولد می گیرن برات یا...

اما می دونم وسط دوستای شهیدت یهو دلت میفته به عزیزانت..

که هرسال دورت و میگرفتن و به بهانه تولدت یه دورهمی عاشقانه داشتن

تازه فهمیدم عشق مراقبت می خواد..اون قدر که بتونی توی آسمونش اوج بگیری و خالی بشی از هرچی سنگینیه

از هرچی سیاهی و دلبستگی..

یلدای بی تو هم اگرچه با بغض 

اما میگذره و تو سی سالگیت و اوج جوونیت و..

با نام شهید فدایی حریم آل الله جشن می گیری..

تولدت..

سی سالگیت..

شهادتت..

عاشقیت.. 

هزاران بار مبارک محمدتقی جان..

کانال شهید محمد تقی سالخورده

آفا محمود رضا

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی