دعا کردیم با تو محشور شویم 1
شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۷:۱۸ ب.ظ
گفتوگوی «جوان» با پدر شهید مدافع حرم معز غلامی از اولین شهدای سال 96
اولین نکتهای که در زندگی شهید مدافع حرم حسین معز غلامی جلب توجه میکند، این نکته است که او مداح اهل بیت بود.

اولین نکتهای که در زندگی شهید مدافع حرم حسین معز غلامی جلب توجه میکند، این نکته است که او مداح اهل بیت بود. در بخشهایی از مداحیهای این شهید که از طرف یکی از دوستانش به دستم رسید حرفهایی است از جنس ناله یکی از جاماندگان قافله شهدا: نمیدونم تا به کی باید آقا بمونم/ رفیقام شهید بشند، ولی من جا بمونم. . . شهید حسین معز غلامی آنقدر در خانه ارباب بیکفن را عاجزانه کوفت، تا اینکه قرعه شهادت به نامش افتاد و گوی سبقت را از پدر جانبازش ربود. علی اکبر معز غلامی این مداح اهل بیت عصمت و طهارت، عاقبت جانش را نیز برای حفظ حریم اهل بیت داد. گفت و گوی ما با علیاکبر معز غلامی پدر شهید را پیش رو دارید.
به عنوان یک پدر چه توصیفی برای خصوصیات اخلاقی شهید دارید؟ قبلش اگر میشود کمی از خانوادهتان بگویید. چند فرزند دارید؟
من سه فرزند دارم، دو دختر و یک پسر که در راه خدا هدیهاش کردم. حسین در 6 فروردین ماه سال 1373 در پایگاه پنجم شکاری امیدیه اهواز به دنیا آمد. اگر بخواهم خصوصیات حسین را در چند جمله خلاصه کنم باید بگویم ایشان تقریباً جزو جوانان استثنائی بود. هم از لحاظ رفتار هم از لحاظ کردار و گفتار. رفتار و کردار حسین در منزل هم نمونه و خاص بود. ایشان ارتباط صمیمانهای با خواهرهایش داشت. احترام زیادی به ما میگذاشت. شاید در میان نسل امروزی کم باشند کسانی که از سر ارادت پای پدر و مادر را ببوسند اما حسین از آن دست جوانانی بود که با افتخار این کار را بارها و بارها انجام میداد و میگفت من برای ثوابش این کار را میکنم. وقتی اهل خانه کاری را به حسین میسپرد به هر ترتیبی بود آن را به خوبی انجام میداد و هیچگاه از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمیکرد. شاید یکی از مشخصترین ویژگیهای اخلاقی حسین خواندن نماز اول وقت بود. اصرار زیادی هم داشت که این فریضه الهی در مسجد برگزار شود. اعتقاد داشت حضور جوانان در مساجد باید بیش از همیشه باشد. هر شب جمعه به آستان شاه عبدالعظیم حسنی میرفت. هر ماه یک بار زیارت حضرت معصومه را در برنامه خود داشت. در مراسمهای مذهبی بسیار شرکت میکرد و مداح قابلی هم بود. حسین به خواندن و حفظ قرآن کریم بسیار اهتمام داشت. حسین آیات قرآنی را در زندگی خود به کار میبست و اصرار به انجام دستورات قرآنی داشت. به نظر من قرآن و عمل به فرامین الهی بود که حسین را به این مرحله از تکامل و عاقبت بخیری رساند و شهادت را نصیبش کرد. پسرم جوانی مؤمن بود که به مسئله حجاب بسیار اهمیت میداد. از همان دوران طفولیت زمانی که پسربچهای بیش نبود وقتی یک نامحرم به خانه میآمد به خواهرانش میگفت حتماً جوراب بپوشید نامحرم به خانه آمده است. اما ما همه اینها را به عنوان شوخی تلقی میکردیم. پسرم به حلال و حرام و رزقی که به خانه میامد اهمیت میداد. یکی از مهمترین دغدغههای حسینم امر به معروف و نهی از منکر بود.
نظر حسین آقا در خصوص باب جهاد و شهادتی که در دفاع از حرم باز شده، چه بود؟
حسین میگفت دعا کنید با من محشور شوید. اما ما با خنده از حرفش میگذشتیم اما امروز که به آن حرفها فکر میکنیم میبینیم آن شوخیهای حسین بیحکمت نبوده است. در نهایت گوی سبقت را از ما هم ربود و شهید شد. آن هم یک شهید مدافع حرم. واقعاً ما باید دعا کنیم با او محشور شویم.
میان همصحبتی با دوستان شهید، حسین آقا را بیشتر از هر چیزی به عنوان یک جوان هیئتی شناختهایم. نظر شما در این باره چیست؟
بله؛ ایشان یک جوان مداح و هیئتی بود. جاذبه خوبی هم داشت و بسیاری از جوانان محل را به دور خودش جمع کرده بود. جوانانی که خانوادههایشان میگفتند اگر همراهی با حسین نبود شاید آنها به بیراهه میرفتند. حسین به عنوان یک عنصر فرهنگی فعال، خیلیها را جذب میکرد. فعالیتش در مسجد قمر بنی هاشم متمرکز بود. هر جوانی با ایشان برخورد میکرد جذب میشد. با جمعی از همین جوانان حلقههای صالحین را تشکیل داده بود. با جمعی از دوستان و هممحلهایها هیئتی به نام منتظران مهدی (عج) تشکیل داد و هیئت موفقی بود. من چند جلسهای رفتم و حال و هوای خالصانه بچهها واقعاً دیدنی بود. حسین در اندک فرصتی که به دست میآورد به خانواده شهدای مدافع حرم سرکشی میکرد.
- ۹۶/۰۲/۲۳