شهدای زینبی

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۳ بهمن ۰۱، ۱۹:۲۱ - تو
    عالی

«ان شالله ویژه، شهید شی!»

شنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۸، ۰۷:۲۱ ب.ظ


پرسید «چیکار کنم شهید بشم؟»

دست زدم روی شانه‌اش و با خنده گفتم:

«ان شالله ویژه، شهید شی!»

مرتب گوشزد می‌کردم که

رفیقی از جنس شهدا داشته باشید.

این حرف را از زمانی که تازه وارد موسسه شهید کاظمی شده بود، تکرار می‌کردم

...و مدام از سیره‌ی شهید کاظمی خاطراتی تعریف می‌کردم. 

گذشت تا اینکه خیلی از بچه‌ها ازدواج کردند.

جلسه متاهلین با موضوع خانواده آغاز شد. 

همیشه محسن

ابتدای جلسه،حدیث کساء می‌خواند.

نمی‌گذاشت کار لنگ بماند. اگر کسی بانی نمی‌شد،

جلسه را می‌انداخت منزل خودش. 

خانه‌اش طبقه چهارم یک مجتمع بود و

آسانسور هم نداشت.

دفعه اول که رفتم دیدم تمام پله‌ها رنگ‌آمیزی شده.

خیلی خوشم آمد.

گفت:

«خودم این پله‌ها رو رنگ زدم که

وقتی خانومم میره بالا،

کمتر خسته بشه . . .» 


 روایت زندگی شهید مدافع حرم محسن حججی.

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی