شهدای زینبی

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۳ بهمن ۰۱، ۱۹:۲۱ - تو
    عالی

شهادت جواد کمرشکن بود

شنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۱۹ ب.ظ


بسم رب الشهداء

یارفیق من لارفیق له

سال گذشته بود که روز17خرداد میان بهت رفقا خبری دست به دست شد

که دیروز جواد تو سوریه استان حما روتپه های شیخ هلال ازروی زمین پرکشید ورفت

صبح روز 17خرداد حدود ساعت هفت ونیم بود که تلفنی از تهران بهم زده شد 

و منِ خواب و بیداری تلفن را جواب دادم که خیلی بااحتیاط بهم گفتند که

 رفیقت دیشب توعملیات آزاد سازی شاهدهای 9و10 توروستای شیخ هلال به شهادت رسیده

زانوهام سست شد، ناخودآگاه نشستم زمین وسرم راگرفتم، 

سعی میکردم باور نکنم و با خودم مدام کلنجار میرفتم که شاید تلفن اشتباهی بوده ویا...

تا اینکه چند دقیقه بعد تلفن بعدی خبر را تایید کرد

وقتی که جزییات را پرسیدم گفتند

پیکر مطهرش هم مانده واین خبرداغ شهادت را دوبرابر کرد.

نمیدونستم کجابرم و با کی این خبر را در میون بذارم

تا اومد ظهربشه خبر همه جا پیچید وهمه تلفن میزدند که صحت خبر را بپرسند

هرکسی زنگ میزد سراغ پیکر جواد را میگرفت وچه روز سختی بود که بخوای خبرشهادت عزیزترین رفیقت را به مردم و رفقا بگی ...

شهادت جواد کمرشکن بود رفقا هرکسی گوشه میرفت وگریه میکرد.


سنگ صبورم شده بود شهدای گمنام تنهاجایی که رفقا کمی آروم میشدند اونجا بود شب وروز کنارشهدای گمنام ازشون میخواستیم که از جواد بخواهند برگرده

منم یقین داشتم جواد دوباره برمیگرده

 چون خودش گفته بود میام... اما نبود پیکرش تواین چند روز فقدان شهادتش راچند برابر کرده بود.

داغ رفیق 

شھیدجوادمحمدی 

شھید روزه دار

@modafeanharam77

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی