شهدای زینبی

بایگانی
آخرین نظرات

با بوسیدن پاهایم درخواست حلالیت کرد

پنجشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۹، ۰۴:۵۰ ب.ظ

با بوسیدن پاهایم درخواست حلالیت کرد. روزهای آخر بود که برگشتم منزل رسیدم جلوی درب دیدم درازکش منتظر بود تا من برسم به محض ورودم پاهایم را بوسید و گفت حلالم کن، در واقع در عین اینکه غرور داشت به راحتی هم عذرخواهی می‌کرد. همیشه برای به جای آوردن صله رحم وقت می‌گذاشت و نسبت به مادر خودش و مادر من بی‌نهایت مهربان بود. بعد از ازدواج دو سال را در خانه پدر آقا رضا زندگی کردیم و در این مدت آقا رضا از محل کار که می‌آمد ابتدا به منزل مادر می رفت و جویای احوال وی می‌شد بعد می‌آمد طبقه پائین کمتر می‌شد اول به خانه بیاید و بعد برود احوالپرسی مادرش. 

راوی: همسر شهید شهید علیرضا بابایی  شَہیدۡمُدآفِع‌حَرم‌ۡعَݪی‌اَلْہآدِیۡ

@alialhadihosein

  • دوستدار شهدا

نظرات  (۱)

  • خــــــادم الشـــهدا
  • روحشون شاد

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی