شهدای زینبی

بایگانی
آخرین نظرات

۳۰ مطلب در دی ۱۳۹۹ ثبت شده است

۱۳
دی

 

چشم‌های خسته‌ات... گواهی می‌داد... چشم‌انتظاری! نگاه آرام و سکوتِ بیش‌تَرت... حکایتِ بغضی عجیب داشت! تسبیح را آرام چرخاندن‌ت... آشوبِ دلَ‌ت را گواهی می‌داد! دارم باخودم فکر می‌کنم: حالا... آرام گرفته‌ای؛ وقتی چشمت... روشن شده به جمال عقیله خاتون! حالا... از تَهِ دل می‌خندی؛ وقتی رفیقانِ قدیمی‌ات را دیده‌ای! حالا... و مثل همیشه... سَرَت را بالا گرفته‌ای؛ که در دفاع از حرم عمه سادات... سنگِ تمام گذاشتی! راحت بخواب سردار! ما... فرزندان این مرز و بوم... دست از دفاع بر نمی‌داریم! ما... راه‌ت را... ایمان و اعتقادت را... و عشق و آرمان‌ت را... ادامه خواهیم داد! راحت بخواب سردار... حرم، بی‌مدافع نمی‌ماند! تنها... دل‌مان برایت... تنگ خواهد شد! راحت بخواب سردار!

جای تو از اول هم آسمان بود ▪️

شهادتت مبارک▪️ 

@zakhmiyan_eshgh

  • دوستدار شهدا
۰۹
دی

خاطرات شهید مدافع حرم شهید غازی ضاوی (دانیال)

راوی:همسر شهید ضاوی قسمت اول: "

غازی" یعنی مجاهدی که به دشمن حنله می کند و به او هجوم می برد ، یعنی مرد پیکار . حکایت غازی حکایت کسی است که میانه ای با بُزدلی و خواری نداشت حکایت جنگاوریست که حماسه آفریده است . کسی که از کودکی با شیر عشق حیدری نوشید و این عشق با پوست و گوشت و استخوانش عجین شد با عشق حسینی پرورش یافت و با او عهد انتقام بست انتقام از کسانی که جسارت کردند و دختر سرور زنان عالم را به اسارت بردند! غازی بسیار مهربان و بخشنده بود دوست نداشت دل کسی را بشکند،چه غریبه و چه آشنا . به بچه ها علاقه داشت و اجازه نمی داد کسی آن ها را ناراحت کند همیشه به من می گفت "آن قدر صبوری کن که صبر از تو خسته شود" هرگز از کارش حرف نمی زد و وقتی که می رفت،زمان بازگشت او را نمی دانستم . هیچ وقت و هیچ جا از شهادت سخن نگفت و این عشق رازی بود که تا آخر عمرش برملا نشد .

 ملاقات در ملکوت خاطرات شهید غازی ضاوی

نویسنده مهدی گودرزی

@AhmadMashlab1995

  • دوستدار شهدا
۰۹
دی

 یکی از روزهایی که خیلی دلم برای داداش مجید تنــگ شده بود رفتم دیدنش. گفتم داداش: نمی شود نروی؟ آخر محمدحسن خیلی بی‌تابی می‌کند. مجید آقا جواب داد: آبجی! صدای «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین (ع) را دارم می‌شنوم، شاید دیگر آن صدا را نشنوم. برادرم سعید هم به او گفته بود به خاطر محمد‌حسن نرو. ایشان در پاسخ گفت: داداش جان من معلم هستم، باید به حرف های که سر کلاس به دانش آموزان زدم عمل کنم. و شما یقین داشته باشید بچه‌های من خدا دارند، میلیاردها سال است، ولی من و تو یک بار بندگی می‌کنیم. پس من باید به وظیفه‌ام عمل کنم و بچه‌هایم را به خداوند مهربان می‌سپارم.

(خواهر شهید)

شهید مجید عسگری‌جمکرانی 

@zakhmiyan_eshgh

  • دوستدار شهدا
۰۹
دی

 رقصے‌ چنین‌ میانۀ‌ میـدانم ‌آزوست 

@zakhmiyan_eshgh

  • دوستدار شهدا
۰۹
دی

مانند شهیدانت ؛ دستمان را به چادرت می‌گیریم

شبیه رزمندہ‌ها که دلِشان گرم بود به سربند یا زهـۜـرا ..

. یا زهرا سلام‌الله‌علیها  

تو مادر رزمندگانی

@ravayate_fath

  • دوستدار شهدا
۰۹
دی

 

رجع الشتا و انتِ لسه مرجعتِیش

زمستون برگشت و تو هنوز برنگشتی

شهیدجاویدالاثر حاج‌رحیم کابلی

بازمانده خان‌طومان

@zakhmiyan_eshgh

  • دوستدار شهدا
۰۷
دی

فرمانده عراقی میبینه یک افسر، اسیر ایرانی رو به شدت میزنه می‌گه چرا این بیچاره رواینقدر میزنی؟ افسر میگه چون حاضر نیست به [امام]خمینی فحش بده. فرمانده میگه اگرفحش نمیده، زدن نداره افسر میگه از این عصبانیَم که این اسیر ارمنی !

نیکوست که کریسمس از سربازان غیور مسیحی ایرانِ عزیز و خانواده شان یاد کنیم.

 @Agamahmoodreza

  • دوستدار شهدا
۰۷
دی

 سید اسماعیل علوی از جمله مهاجرین افغانستانی متولد سال هفتاد و چهار در مشهد و محله مهاجرنشین گلشهر است. از پانزده سالگی در کنار کارگری، کارهای هنری انجام میداده. اسماعیل استاد سنگ کاری است و به تازگی ازدواج کرده است. او چندین کار طراحی با قطعات چوبی دارد ولی از سه سال قبل پروژه تصویر سازی با سنگ را در ذهن داشته تا اینکه حاج قاسم به شهادت می‌رسد. با تازه عروسش مشورت می‌کند، خیلی زود تمام فرش‌های منزل جمع می‌شود و منزل می‌شود کارگاه هنری. روزها روی ساختمان کار می‌کند و همزمان قطعات سنگ را بر اساس رنگ و جنس انتخاب می‌کند، در محل کار برش می‌زند و شب‌ها به منزل می‌آورد. بر اساس عکس انتخابی، بیست هزار قطعه سنگ آماده می‌شود از پانزده نوع سنگ! هر شب با کمک همسرش بخشی از تصویر را می‌سازند، پروژه با کندی پیش می‌رود ولی برای پایانش هفته‌ها را می‌شمارند. شش ماه می‌گذرد و بالاخره کار تصویر حاج قاسم با قطعات کوچک سنگ به پایان می‌رسد، قطعات را در تعداد مشخص به‌هم می‌چسبانند و در یک قاب آهنین قرار می‌دهند. اسماعیل تصویر کار نهایی را به مراکز مختلف فرهنگی و دولتی برده است، چند نفری هم آمده‌اند، دیده‌اند و رفته‌اند...! اثر چند ماه روی قاب می‌ماند... کنایه‌ها شروع می‌شود (اگر تصویر یک خواننده کار می‌کردی... اگر عکس سفارشی میزدی، الان... اگر شش ماه کارگری می‌کردی الان...) اما اسماعیل یک مهاجر افغانستانی است و به طعنه شنیدن عادت دارد. آرزوی اسماعیل این است که کارش حمایت و در جای مناسبی نصب شود.

@Fatemiyoun_1434

  • دوستدار شهدا
۰۷
دی

 

 

حالا بعد از گذراندن چند ماه در شرق دور به اسرائیل برگشته و درخواست کرد کار قدیمی‌اش را از سر بگیرد. اسرائیلی‌ها موافقت کرده و برایش برنامه آموزشی فشرده برای تقویت آمادگی جسمی و مهارت تیراندازی ترتیب دادند. حتی برخی منابع اطلاعاتی فلسطینی و لبنانی سابق مدعی هستند که او در دو مأموریت شرکت داشته است که یکی از آنها مأموریت ترور فتحی شقاقی بود که اشخاص ناشناسی او را در اکتبر ۱۹۹۵ در مالت ترور کرده و به قتل رساندند. کارت شناسایی جدیدی با نام میشل خیر امین به حلاق داده شد و یک محافظ شخصی با نام محمد الغرمتی معروف به ابو عریضه برای او گذاشتند.

برادرِ عماد مغنیه چگونه به شهادت رسید؟

برادرِ شهید عماد مغنیه حلاق وارد ساختمان شد تا مطمئن شود فواد مغنیه در آنجاست. قربانی‌اش را دید که پشت میز نشسته است و بعد از چند لحظه شوخی کردن از دفتر بیرون رفت و مسافتی طی کرد تا فاصله امن ایجاد شود. به گزارش مشرق، در دنیا خصوصاً افرادی که اخبار مربوط به محور مقاومت را دنبال می‌کنند کمتر کسی است که با نام عماد فایز مغنیه آشنا نباشد؛ اسطوره‌ای که ۲۵ سال تمام سرویس‌های جاسوسی دنیا را سر کار گذاشته بود و نزدیک سه دهه آنها را به دنبال خود می‌کشاند. آن طور که همرزمان عماد می‌گویند، حاج رضوان (نام مستعار وی) هیچ گاه از یک در رفت و آمد نمی‌کرد. او چنان مسائل امنیتی را متبحرانه انجام می‌داد که همه این سال‌ها بدون حتی محافظ کارهایش را پیش می‌برد؛ بدون اینکه حتی دشمن از او عکس واضحی داشته باشد. سرانجام حاج عماد سال ۸۶ در منطقه کفرسوسه دمشق توسط مزدوران اسراییلی اتومبیلش منفجر شد و به شهادت رسید. شهید عماد مغنیه و فرزندش شهید مدافع حرم جهاد مغنیه که با برادر او هم‌نام است دو برادر دیگر عماد مغنیه، فواد و جهاد هر دو در رده‌های میانی حزب‌الله فعالیت داشتند و آنها نیز پیش از برادر بزرگترشان توسط اسراییلی‌ها شهید شدند. روز گذشته بیست و ششمین سالگرد شهادت فواد مغنیه بود که در یکم دی سال ۱۳۷۳ به شهادت رسید. آنچه در ادامه مطلب خواهید خواند، شرحی است از چگونگی نحوه شهادت این شهید عزیز به قلم نیکلاس بلانفورد پژوهشگر غربی که در بخشی از کتاب خود به روایت شهادت فواد پرداخته و می‌نویسد: احمد حلاق (عامل شهادت فواد مغنیه) همان کسی بود که در سال ۱۹۸۲ توانسته بود در جریان درگیری شدیدی که در خلده در سمت جنوبی بیروت رخ داد، در یک تانک اسرائیل مسلط شود. حلاق مردی بود بلند قد، با قدرت بدنی حیرت‌آور و ریش سیاه پرپشت. نه از کسی می‌ترسید و نه به کسی رحم می‌کرد. دشمنانش به او احترام می‌گذاشتند و پیروانش از او می‌ترسیدند. حلاق به واسطه عضویت در گروه از صاعقه که یک گروه فلسطینی مورد حمایت سوریه بود، توانسته بود در جریان جنگ داخلی لبنان شهرتی به دست آورد و می‌گفتند دشمنانش را که دستگیر می‌شدند، داخل ستونی از اتاق‌های ماشین‌ها می‌بست و روی آنها بنزین ریخته و آتش‌شان می‌زد. شهید فواد مغنیه یکی از همکاران سابق حلاق که او را خوب می‌شناخت به یاد می‌آورد: حلاق ترس سرش نمی‌شد. شخص خشنی بود. کاملاً بی‌رحم و عطوفت. یک قاتل واقعی. هیچ کس نمی‌توانست با او شوخی کند. در اواخر جنگ داخلی در سال ۱۹۹۰ چند نفر خود را به حلاق خسته نزدیک کرده و ادعا کردند که برای سیا کار می‌کنند، آنها به حلاق پیشنهاد کردند که در ازای دادن سرنخی از گروگان‌های آمریکایی در لبنان پول بگیرد. حلاق مدتی بعد متوجه شد که این افراد در حقیقت وابسته به موساد هستند. حالا تبدیل شده بود به مزدور دشمن سابق خود. در سال ۱۹۹۴ از حلاق خواسته شد که با فواد مغنیه برادر عماد مغنیه که یک افسر میان رتبه در حزب‌الله بود و در ضاحیه جنوبی بیروت فعالیت می‌کرد، تماس بگیرد. فواد مغنیه قبل از سال ۱۹۸۲ در گروه صاعقه فعالیت کرده بود و از سال‌ها پیش حلاق را می‌شناخت. پس از آنکه اسرائیلی‌ها متوجه شدند نمی‌توانند مغنیه را به خدمت خود درآورند و ربایش او هم سخت است از حلاق خواستند او را ترور کند. از سمت چپ تصویر: شهیدان عماد، فواد و جهاد مغنیه در ۲۱ دسامبر ۱۹۹۴ مصادف با ۳۰ آذر ۱۳۷۳ ون فولکس واگن کوچک و خاکستری رنگی را که بیش از ۵۰ کیلوگرم مواد منفجره در آن کار گذاشته شده بود، بیرون دفتر مغنیه در محله الصفیر ضاحیه جنوبی بیروت پارک کرد و بعد هم خودش وارد ساختمان شد تا مطمئن شود فواد مغنیه در آنجاست. قربانی‌اش را دید که پشت میز نشسته است، بعد از چند لحظه شوخی کردن، حلاق از دفتر بیرون رفت و مسافتی طی کرد تا فاصله امن ایجاد شود و بعد ماشین را منفجر کرد. انفجار باعث کشته شدن مغنیه و سه تن از رهگذران شد. حلاق فورا بیروت را ترک کرده و فردای آن روز وارد منطقه اشغالی جنوب لبنان شد. با این وجود همسرش حنان و دو شریکش دستگیر شدند. دست آخر روشن شد که یکی از همکاران مغنیه که از انفجار جان سالم به در برده بود به بازپرس‌ها خبر داد حلاق چند لحظه پیش از انفجار بمب در دفتر بوده است.

 

  • دوستدار شهدا
۰۷
دی

«حاج قاسم» امید دوباره به مردم و جوانان عراق داد

شیرین‌ترین خاطره «آهنگران» از شهید قاسم سلیمانی/ حال متفاوت سردار دل‌ها در کنار ضریح حضرت رقیه (س)

در عراق رنگ مقاومت بعد از ۲۰۱۴ بسیار پررنگ‌تر شد و بیشتر جوانان عراق به دنبال یک الگو و قهرمان بودند و حقیقتا این الگو را در شهید حاج قاسم و ابو مهدی یافتند. به گزارش مشرق، علی الفیاظ دانشجوی دکترای مطالعات منطقه دانشگاه تهران در برنامه "سلام سردار" رادیو مقاومت گفت: حشد الشعبی براساس فتوای دفاعی آیت‌الله سیستانی در سال ۲۰۱۴ تشکیل شد و هسته آن نیروهای مقاومت بودند از گروه‌های مختلف به رهبری شهید ابو مهدی المهندس و حمایت جمهوری اسلامی ایران به ویژه سردار بزرگ اسلام حاج قاسم سلیمانی، حشدالشعبی فقط از مناطق جنوبی نبود بلکه گروهی بود تاثیر گرفته از رنگ مقاومت منطقه که به طور طبیعی در عراق متشکل از اقوام و مذاهب مختلف در حشد العبی و همین موضوع خود توانسته یک اهرم و بازدارنده در برابر هر امری که باعث چالش امنیتی در عراق است، باشد. وی افزود: دو سردار بزرگ حاج قاسم و ابومهدی المهندس نقش بزرگی نه فقط در عراق که بلکه در جهان اسلام ایفا کردند به عبارتی آن‌ها سد اول در برابر آمریکایی‌ها و نقشه‌های دشمنان در منطقه در برابر اسلام محمدی بودند به همین خاطر در عراق الگوی بسیاری از جوانان این دو سردار به ویژه حاج قاسم می‌باشد. این کارشناس مطالعات منطقه بیان کرد: زمانی که داعش وارد عراق شد و ابومهدی وارد میدان شد برای تشکیل گروه‌ها تاثیر سردار سلیمانی را می‌توان همانجا مشاهده کرد دیدار وی با آیت‌الله سیستانی و نشست با گروه‌ها بسیار تاثیرگذار بوده، حمایت لجستیکی این گروه‌های مقاومت یا حشد الشعبی در صحنه نبرد در عراق بسیار تاثیر گذار بود. الفیاظ خاطرنشان کرد: دشمنان اسلام واهمه و ترس اتحاد ملت‌های اسلامی را دارند بنابراین در طول تاریخ به دنبال برهم زدن روابط ملت‌های مسلمان بوده و هستند، مردم عراق به هیچ عنوان حرف زور به ویژه از طرف آمریکا را قبول نکرده و نخواهند کرد و همواره به دنبال قهرمانان و الگوهای خود بوده‌اند که بدون شک یکی از این الگوها و قهرمانان ارزشمند برای مردم عراق شهید حاج قاسم می‌باشد. این کارشناس عراقی اعلام کرد: در عراق رنگ مقاومت بعد از ۲۰۱۴ بسیار پررنگ‌تر شد و بیشتر جوانان عراق به دنبال یک الگو و قهرمان بودند و حقیقتا این الگو را در شهید حاج قاسم و ابو مهدی یافتند حاج قاسم فردی بود که امید دوباره به مردم و جوانان عراق داد. * سردار سلیمانی بیش از ۳۰ سال بانی روضه‌های فاطمیه بود حجت‌الاسلام عسگری همرزم و سخنران هیئت‌های مذهبی حاج قاسم سلیمانی به نقش حاج قاسم در شکل‌گیری لشگر ثارالله در زمان دفاع مقدس اشاره کرده و مطرح کرد: به دلیل رشادت‌ها و ورزیدگی‌های جسمی و ارزش‌های بالای روحی و معنوی حاکم بر حاج قاسم به عنوان مربی آموزشی سپاه در پادگان قدس کرمان انتخاب شد و پس از آغاز جنگ تحمیلی ایشان اولین گردان را برای رهسپاری به سمت جبهه‌های جنوب آماده نبرد کرد. وی ادامه داد: کم‌کم همین گردانی که از کرمان همراه حاج قاسم راهی نبرد شده بود به تیپ و گردان و تیپ به لشگر ثارالله تبدیل شد که ایشان موسس و بنیانگذار این لشگر بود که ایشان در صحبت‌های خود بارها اشاره کردند که لشگر ثارالله بخشی از وجود و حقیقت من است و هرگز نمی‌توانم جدا شوم و تا آخرین روز عمر بابرکت خود با نفرات لشگر ثارالله و خانواده شهدای این لشگر در رفت و آمد بود. همرزم سردار سلیمانی تاکید کرد: حاج قاسم فردی با درایت و تیزهوش بود که حرکات دشمن را قبل از اقدام پیش‌بینی می‌کرد؛ فرمان حاج قاسم در سنگر نبرد همواره این بود که بیایید نه اینکه بروید به عبارتی خود در خط مقدم بود و مستقیما عملیات را کنترل می‌کرد. حجت‌الاسلام عسگری اشاره کرد: از ۳۰ سال قبل ایشان در منزل خود مراسمات ایام فاطمیه روضه برگزار می‌کردند و مجموعه‌ای به عنوان بیت الزهرا(س) از زمین شخصی خود تهیه کردند و هرسال ایام فاطمیه در این محل مراسم روضه برگزار می‌کردند. * حشد الشعبی به عنوان میراث شهیدان سلیمانی و المهندس قدرتمندتر می‌شود رضا میرابیان تحلیل‌گر مسائل عراق دیگر مهمان برنامه "سلام سردار" رادیو مقاومت به مناسبت سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی عنوان کرد: خاورمیانه جدیدی که آمریکائیان به دنبال آن بودند به دنیا نیامده مرد و منطقه وارد شرایط جدیدی شده است جمهوری اسلامی ایران امروز توانمندی زیادی در منطقه و جهان دارد و علت آن این است که توانست در مقابل شهادت سردار به اقدامی دست بزند که بی‌سابقه بود و جسارت و توانمندی جمهوری اسلامی ایران که در پایگاه نظامی آمریکا اقدام به عملیات کند بنابراین این خاورمیانه منطقه‌ای نیست که آمریکایی‌ها به دنبال آن بودند.

وی تصریح کرد: داعش حاصل سال‌ها نقشه پروری و توطئه آمریکا بود که این گروه منحوس به جان سوریه انداختند و سپس عراق که عراق را تا مرز سقوط نظام نوپای عراق کشاند که در مقابله با این گروه خطرناک نیروی حشد الشعبی با فتوای مرجعیت ایجاد شد و در گام نخست داعش را از عراق، سوریه و لبنان بیرون کرد. میرابیان در پایان گفت: حشد الشعبی توانست امنیت را به سوریه، لبنان و عراق برگرداند و اگر این جبهه نبود شرایط سوریه لبنان عراق بسیار متفاوت‌تر بود و این نیروی حشد الشعبی که میراث شهیدان سلیمانی و المهندس است، در حال اوج گیری و قدرتمندتر شدن بوده و قدرت بازدارندگی بسیار زیادی دارد.

  • دوستدار شهدا